تبليغاتX
صداي پاي بهار
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
مردم ايران، نمايش انتخابات رياست جمهورى رژيم آخوندى را تحريم ميكنند

دبيرخانه شوراى ملى مقاومت ايران امروز با صدور اطلاعيهيى اعلام كرد: پاسخ ملت ايران به نمايش انتخابات رياست جمهورى رژيم آخوندى فقط طرد و تحريم است متن اين اطلاعيه از اين قرار است:

مردم ايران، نمايش انتخابات رياست جمهورى رژيم نامشروع آخوندى را هم‌چون نمايشهاى قبلىاش قاطعانه تحريم مىكنند و يك بار ديگر و محكمتر از هميشه دست رد به سينه فاشيسم دينى حاكم بر ايران خواهند زد.

انتخابات در اين رژيم تنها ابزارى براى تحكيم سلطه ديكتاتورى مذهبى و تقسيم قدرت در ميان باندهايى است كه وجه مشترك آنها دست داشتن در كشتار و سركوب، صدور تروريسم و بنيادگرايى و چپاول ثروتهاى مردم ايران است. از اين‌رو پاسخ ملت ايران به اين نمايشها فقط طرد و تحريم است و كسى جز عوامل سركوب و غارت و جيره خواران اين رژيم، كه بيش از 3درصد جامعه را تشكيل نمىدهند، در اين نمايش قلابى شركت نمىكند و هر گونه امداد رساندن به اين نمايشها آب ريختن به آسياب سركوب و ترور اين ديكتاتورى ضدبشرى است.

سردمداران رژيم به خوبى مىدانند اگر براى رأى مردم كمترين احترامى قائل باشند و به انتخابات آزاد گردن بگذارند بلافاصله و براى هميشه از صحنه تاريخ ايران حذف خواهند شد، به همين خاطر است كه به فراخوانهاى مكرر مقاومت ايران طى سه دهه گذشته مبنى بر برگزارى انتخابات آزاد تحت نظارت ملل متحد و در چارچوب حاكميت مردم، تنها با سركوب بيشتر پاسخ دادهاند.

در ادامه اطلاعيه دبيرخانه شوراى ملى مقاومت آمده است:
در نظام منحوس ولايت فقيه، تمامى اهرمهاى قدرت در دست ولىفقيه است و رئيسجمهور چيزى جز يك گماشته گوش به فرمان نيست. طبق اصل 110 قانون اساسى، ولىفقيه سياستهاى رژيم را تعيين مىكند و فرماندهان عالى نظامى و پليس و سپاه پاسداران و هم‌چنين بالاترين مرجع قضايى، رئيس شبكه واحد راديو و تلويزيون كشور و ملايان شوراى نگهبان را منصوب مىكند. طبق اصول 99 و 93 قانون اساسى، شوراى نگهبان منصوب ولى فقيه، بر هر انتخاباتى نظارت مىكند، و تعيين صلاحيت كانديداها را برعهدهدارد. طبق قانون انتخابات، كليه انتخاب شوندگان بايستى «اعتقاد قلبى و التزام عملى به ولايت فقيه» داشته باشند.

نتيجه و تكليف نمايش انتخابات رياست جمهورى كه قرار است ماه آينده برگزار شود، پيشاپيش توسط ولىفقيه رژيم تعيين شده است. او تمامى تدابير لازم را براى تقلبهاى نجومى و ارائه ارقام قلابى شركت كنندگان و نهايتا در آوردن كانديداى مطلوب خودش بهعمل آورده است.

سپاه پاسداران مجرى اصلى نيات شوم خامنهاى و صحنه چرخان انتخابات است. 4سال پيش نيز اين سپاه پاسداران بود كه به خواست او، پاسدار احمدىنژاد را از صندوقهاى راى بيرون آورد. ولىفقيه رژيم كه از بايكوت سراسرى انتخابات توسط مردم ايران مطمئن است، براى سازمان دادن تقلبهاى كلان، اين بار رسماًًًًًًًً و علنا خواستار ورود بسيج سپاه پاسداران به فعاليتهاى انتخاباتى شده است.

كانديداهاى اصلى نمايش جديد، به‌خوبى از ماهيت اين نمايش خبر مىدهند. پاسدار احمدىنژاد، رئيسجمهور فعلى رژيم، پاسدار رضايى سركرده سابق سپاه پاسداران، ميرحسين موسوى، نخستوزير 8سال دوران جنگ ضد ميهنى و يكى از اصلىترين دستاندركاران صدور تروريسم و اعدام زندانيان سياسى، از جمله قتل عام 30هزار زندانى در تابستان 1367 و آخوند مهدى كروبى، رئيس سابق مجلس آخوندها، اصلىترين كانديداها مىباشند. آنها ساليان متمادى بالاترين مناصب را در اين رژيم برعهده داشته و در عداد بزرگترين جنايتكاران تاريخ معاصر ايران هستند. ، آنها با هر معيارى مىبايست بهخاطر جنايت عليه بشريت محاكمه شوند.

|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:25 | 
نمايشك انتخابات

 

                                                                    «تماشاخانه»

سلام! به تماشاخانة انتخاباتِ رياست جمهوري خوش آمديد. يك كمدي درامِ ُمهيِج با شركتِ بازيگرانِ كُهنه كارِ سينمايِ ولايت. كاري از كارگاهِ هنريِ فاشيسم مذهبي. سناريست و كارگردان علي خامنه اي. تهيه كننده وزارتِ كشورِ كابينه احمدي نژاد مديرِ توليد شوراي نگهبان ارتجاع و اما ليستِ بازيگران. لطفا با اونها آشنا بشيد.

حالا اگه موافق باشيد ميريم سراغِ بازيگر نقش اول مرد و بازيگر نقش مكمل كه سوژة حراجيِ ما هستند

|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:23 | 

محمود احمدي نژاد :

بله. نقشِ اول مرد متعلق به پرفسور, دكتر, مهندس, استاد, دانشمند و يه تريلي لقبِ ديگه س كه قبل از نامِ محمود احمدي نژاد قرار مي گيره. محمود احمدي نژاد با نامهاي هنريِ آق محمود, محمود پاسدار ، عنتري نژاد, هزار تير, حيفِ نون, محمودك, گماشته ولي فقيه و بسياري نامهاي ديگه. اما چهره دوم.

مردي كه وزنِ كارنامه ش چندين برابرِ وزنِ خودشه. متخصص در امرِ چشم در چشم دروغ گفتن. نامبرده در اين رشته ركورد رفسنجاني را كه دست نيافتني به نظر ميرسيد، به آساني شكست.

داراي فوق تخصصِ وقاحت از بيتِ ولايت. تا هر جا كه ميخواي حرف بزن و وعده بده، ولي پاي عمل كه اومد، شتر ديدي نديدي! ببينيد.

فهرستِ خدماتِ احمدي نژاد به رئيسش يعني ولي فقيه خيلي بلند بالاتر از اونه كه بشه از همه اونها نام برد. با اين حال بذاريد به چند نمونه اش اشاره كنم.

12 برابر شدن برداشت از ذخيره ارزي, رسوندن نرخ تورم به 29 درصد, سه برابر شدن قيمت مسكن, فروش صنايع و كارخانه هاي دولتي به باندها و مافياي قدرت, قرار دادنِ ايران از نظر كسب و كار در رده 124 جهان. اول شدن ايران در خاورميانه از نظر تورم, سوم در آسيا و پنجم در جهان، پيشكش كردنِ درياي خزر به ساير همسايگان كه تاريخ دانها اون رو ننگينتر از قرارداد تركمانچاي توصيف كردن. رسوندن آمار اعتياد به بالاترين رقم در 50 سال اخير. رسوندن آمار مردمِ زير خط فقر به 40 درصد, رسوندن كسري بودجه به 44 هزار ميليارد تومان, رسوندن بيكاري به 30 درصد. پرونده اختلاسهاي ميلياردي و چپاولهاي نجومي هم كه ديگه معروفِ حضور همه هست. پر كردنِ زندانها از دانشجو و دانشگاه ها از استخون و خيابونها از مزدورِ نيروي انتظامي  هم كه بر همه واضح و روشنه. ملاحظه مي كنيد؟ علتِ حمايتِ ولي فقيه از اين گماشـتة دست آموز خيلي واضحه. تا همينجاي كار تا تونسته جيبِ رئيسش رو پر كرده.

بيوگرافي احمدي نژاد:

نام و نام خانوادگي: محمود احمدي نژاد

سمت: گماشته ولي فقيه درنهاد رياست جمهوري رژيم آخوندي

 

 

نام و نام خانوادگي: محمود احمدي نژاد

متولد: 6آبان1335           محل تولد: روستاي آرادان گرمسار

 

وابستگي سياسي و حزبي:

اصولگرا

 

خلاصهاي از سوابق مزدوري و جنايت:

احمدي نژاد از مرداد سال1358 بعنوان نماينده دانشگاه علم و صنعت در جلساتي كه نزد خميني برگزار ميشد شركت ميكرد. اين جلسات بعداً پايهگذار شوراي اوليه دفتر تحكيم وحدت شدند. اين فرد يکي از سخنرانان عمده در همايش و نشستهاي گروههاي تندرو مذهبي معروف به انصار حزب الله و  به بيان خودش، از پايه گذاران انجمن اسلامي دانشجويان پس از انقلاب بود….


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:22 | 

بسيار خوب! حالا بريم سراغ  چهره بعدي. لطفا به قيافه اين طرف خوب نگاه كنيد.

 ميرحسين موسوي

بله. نقشِ بازيگر دوم مرد به عهده ميرحسين موسوي. ملقب به دست بوس و دست آموزِ خميني است. چهره اين بازيگر اگرچه مدتها بر روي پرده سينما نبوده اما در پشتِ صحنه و در نقشِ تداركاتچي همواره حضور داشته. خودش ميگه تو اين سالها نقاشي ميكرده. اما ناظران آگاه با شنيدنِ اين ادعا جز لبخندي تمسخر آميز بر لب نداشتن.

اين عكس و اين نام  تداعي كنندة سالهاي سياهِ دهه شصته. اعدامِ دسته دسته جوونهاي مجاهد و مبارز, سركوبِ گستردة حركتهاي اجتماعي, زندانهاي مخوف و شكنجه هاي قرون وسطايي. بله. نامِ ميرحسين موسي مترادفِ روزهايي كه خفاشانِ خميني هرجا كه چراغي روشن مي ديدن به ضربِ چماق خاموشش مي كردن. اين عكس و اين نام تداعي كننده  8سال جنگ ضد ميهنيه. تداعي كننده عربده هاي فتح قدس از طريق كربلاي خميني و جويهاي خون و جنازه هاي سوخته س. اين نام مترادف با آدمكشاني مثل لاجوردي و گيلاني و موسوي تبريزي و موسوي اردبيليه. همونهايي كه كشتار فرزندانِ اين مردم رو فريضة الهي مي دونستن. اين عكس و اين نام تداعي كننده صداي رگبارهاييه كه از پشت ديوار زندانها به گوش مي رسيد و بعد تك تيرهايي كه به دنبال اونها شنيده ميشدن تا روز بعد از راديو و تلويزيون بشنويم كه 100 نفر, 200 نفر, تهران, شيراز, اصفهان, تبريز, سنندج و خلاصه همه شهرها سهم خودشون  رو از عدلِ خميني و هيئت حاكمه اون دريافت مي كردن.

اين عكس و اين نام يادآور قتل عام زندانيان سياسي در سال شصت و هفته. سي هزار مجاهدِ خلق كه كسي ندونست به چه دليل و كجا اعدام شدن. خوشبختان خونِ اونها همچنان در جوششه و چشمه اي از اون خروش رو در فريادِ بچه هاي دانشگاه بابلسر ديديم. كه سخنراني تبليغاتيِ موسوي رو به هم زدن و ازش پرسيدن كه مگه تو در جريان قتل عام سال 67, نفر سوم مملكت نبودي؟ اون زمان چه مي كردي و چه مي گفتي؟ نكنه داشتي نقاشي مي كشيدي؟

بله. حالا صاحبِ همين عكس با دك و پزِ روشنفكري به صحنه اومده تا به گفتة خودش كشور رو نجات بده. ميگه من گشتهاي امنيتي رو از سطح خيابونهاي شهر جمع مي كنم. چه جالب! اين حرفها رو كسي داره ميزنه كه در روزگارِ تيغ كشيدن به صورتِ زنان و دختران و اون زمانيكه پاي زنان رو به بهانه نازك بودن جوراب در كيسه هاي پر از سوسك مي كردن نخست وزير بوده. يكي نيست بگه اگه تو اهل جمع كردن هستي, چرا اون موقع جمع نكردي؟   اما حالا اجازه بديد بريم روي شباهتها. واقعيتِ قضيه اينه كه اين دو كانديدا از بسياري جهات به هم شباهت دارن.

اول خوبه نظرشون رو درباره ولايت فقيه بدونيم

ميرحسين موسوي: ولي فقيه منشأ خدمات بسياري در نظام جمهوري اسلامي بوده است. من اگر رئيس جمهور شوم رابطه ام با رهبري را بيشتر خواهم كرد.

پاسدار احمدينژاد هم كه در اين زمينه بينياز از توصيفه

 حالا بريم سراغ هسته اي.

از احمدي نژاد كه سر اتمي مي گويد حتي يك قدم هم عقب نشيني نخواهيم كرد.

اين از دومين وجه مشترك. حالا بريم سراغِ بسيج.

موسوي در برابر شعار( توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد) : من به بسيج علاقه دارم، اين شعارها به من بر مي‌خورد، من به بسيجي اعتقاد دارم که وقتي صندوق راي را به او مي‌سپارند او مانند ناموسش از آن حفاظت کند“.

ملاحظه كرديد؟! تا جايي كه به اركانِ رژيم ولايت فقيه بر ميگرده. يعني استبداد مذهبي, صدور تروريسم و سركوب جفتشون همراه و همعقيده ان. حالا ممكنه اين سئوال ايجاد بشه كه تفاوتهاشون چيه. بله. سئوال خيلي خوبيه. به تفاوتها هم اشاره مي كنيم.

احمدي نژاد اغلب مواقع كاپشن احمدي نژادي مي پوشه كه معمولا رنگش روشنه, اما ميرحسين موسوي مشكي پوشه. البته خودش رنگِ انتخاباتيش رو سبز اعلام كرده و  درباره شال سبز هم گفته: « شال سبز احساس خاصي به من مي‌دهد .معناي رنگ سبز يکدلي و وفا با مردم است». از تفاوتهاي ديگه شون اينه كه احمدي نژاد معمولا تنها در محافل و مجامع حاضر ميشه اما در سخنرانيهاي موسوي همسرش هم حضور داره. تفاوتها در رنگ مو و قدو قواره هم كه نياز به گفتن نداره.

بيوگرافي ميرحسين موسوي :

سنام و نام خانوادگي:  ميرحسين موسوي

كانديد  نمايش انتخاباتي رياست جمهوري ولي فقيه

 

نام و نام خانوادگي:  ميرحسين موسوي

متولد:     1320      محل تولد:  خامنه

تحصيلات:  فوق ليسانس معماري

سمت: رئيس فرهنگستان هنر ايران

                                     

سوابق تحصيلي:         

فوق ليسانس معماري و کارشناسي ارشد معماري و شهرسازي از دانشگاه ملي سابق (1348)

آشنايي‌ با زبانهاي انگليسي، عربي و ترکي آذربايجاني

 

وابستگي سياسي و حزبي:

اصلاحطلب (راست)

 

خلاصه اي از مزدوري و فعاليتها :

ميرحسين موسوي، قبل از انقلاب 57 مردم ايران، بساز و بفروش در کارهاي ساختماني بود. وي، بعد از انقلاب از بنيان گذاران حزب جمهوري اسلامي و سردبير روزنامه جمهوري اسلامي بود. موسوي، در روزنامه جمهوري اسلامي، همان سياستي را به عهده داشت که امرور شريعتمداري در روزنامه کيهان به عهده دارد؛ يعني روزنامه جمهوري اسلامي، در سال هاي اوايل انقلاب مبلغ و مروج جهل و جنايت، چماقداري، سانسور، ترور و شکنجه و اعدام بود. ..


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:21 | 

اين وسط دو تا هنرپيشه دوزاري ديگه هم هستن كه يكيشون كروبي ملقب به شيخِ اصلاحات و ديگري محسن رضايي يا همون سركردة اسبق ريزشي سپاه پاسدارانه.  اين دو تا از اونجايي كه در خودِ نمايشِ انتخابات نقش سياهي لشگر رو دارن ما هم نقشِ بيشتري بهشون نمي ديم.

|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:18 | 
بيوگرافي مهدي كروبي

مهدي كروبي

كانديد  نمايش انتخاباتي رياست جمهوري ولي فقيه

 

 

نام و نام خانوادگي: مهدي كروبي

متولد: 1333          محل تولد: اليگودرز لرستان

تحصيلات: دكتراي الهيات ، تحصيلات حوزوي

                                     

سوابق تحصيلي:         

در سال 1316 در اليگودرز به دنيا آمد . تا كلاس ششم ابتدايي در آن شهرستان بود و در ابتداي دهه سي تحصيلات جديد را همراه با تحصيلات حوزوي در قم ادامه داد. با شركت در انتخابات متفرق ديپلم ادبي و پس از آن «تصديق مدرسي» گرفت .در سال 1342 در آزمون ورودي دانشگاه تهران براي تحصيل در رشته فقه و حقوق اسلامي پذيرفته شد. و با اخذ مدرك دكتراي الهيات از دانشگاه خارج شد . همچنين او داراي تحصيلات حوزوي در قم نيز ميباشد .

 

وابستگي سياسي و حزبي:

ابتدا كروبي در جبهه اصلاحات و مشاركت كه بنيانگذار آن خاتمي بود فعاليت ميكرد . بعد از انتخابات رياست جمهوري دور نهم كه منجر به شكست اصلاح طلبان و روي كار آمدن اصولگرايان شد ,  كروبي با انتقاد به چپ روي خاتمي شكست جبهه اصلاحات را ناشي از در نظر نگرفتن اعتقادات مذهبي مردم ايران در روند آن دانست و ازجبهه مشاركت جدا شد همچنين از برخي سمت هاي حكومتي خود و دبير كلي مجمع روحانيون مبارز نيز استعفا داد . حزب اعتماد ملي را تاسيس نمود . افراد هيات رئيسه اين حزب , كروبي , الياس حضرتي , حق شناس و اسماعيل گرامي مقدم هستند . در اسفند 84 بيانيه اعلام موجوديت اين حزب منتشر شد . در اين بيانيه گفته شده است كه آنها از روش سياسي و ارزشهايي پيروي مي كنند كه فكر مي كنند خط امام واقعي است و به ديدگاه فكري خميني اعتقاد دارند . در حال حاضر فعالين دانشجويي ادوار تحكيم طيف علامه نيز از او حمايت ميكنند . در جريان جنگ و جدال بر سر انتخابات آينده خبرگان فعال بود و درنامه اي به مشكيني , رئيس خبرگان خواستار اين شد كه نظارت استصوابي شوراي نگهبان بر انتخابات خبرگان , به كناري گذاشته شود و بجاي آن , صلاحيت  كانديدهاي اين مجلس , توسط تعدادي از علما حوزه , بررسي شود .

 

خلاصه اي از مزدوري و فعاليتها :

از سال 42 تا 57 عليه شاه  بودو طي آن دوران دستگير و روانه زندان شد. او در ابتداي انقلاب ضد سلطنتي، سرپرست كميته امداد خميني بود و از سال 58 تا 71، رياست بنياد شهيد رژيم را بر عهده داشت. كروبي همچنين 5 سال نماينده خميني دجال در حج بود.

فاجعه كشته شدن زائران ايراني ( سال 1364 )  در مكه در زمان كروبي و درحاليكه خود وي در مكه بود اتفاق افتاد....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:17 | 
بيوگرافي محسن رضايي

محسن رضايي

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام

 

 

نام و نام خانوادگي: محسن( سبزه دار) رضايي

متولد: 1333          محل تولد: روستايي در مسجدسليمان

تحصيلات: دكتراي اقتصاد

سمت:كانديد  نمايش انتخاباتي رياست جمهوري ولي فقيه

                                     

سوابق تحصيلي:         

تا كلاس هفتم را در مسجدسليمان درس خواند و بعد از آن تا دريافت ديپلم به اهواز جهت تحصيل رفت. سال 1353 در رشته مهندسي مكانيك به دانشگاه علم و صنعت تهران رفت. رضايي بعد از پايان جنگ ضدميهني هشت ساله در دانشگاه تهران به رشته اقتصاد پرداخته و دكترا گرفت.

 

وابستگي سياسي و حزبي:

محسن رضايي باصطلاح با تشكيل جريانات اصلاح طلب و اصول گرا مخالفت كرده و اعلام جريان سوم خواسته است خود را از هر دو متفاوت نشان بدهد اما در اساس او متعلق به جناح ولي فقيه ميباشد. او در سال 84 تمايلاتي به جريان آبادگران داشت. او در گفته هايش آورده است: معتقد بوده است نسل دوميهاي انقلاب به اصول انقلاب معتقد بوده اند و با جريان هاي چپ و راست كه برخاسته از نسل اول انقلابند و هر كدام بدليل التقاط فكري كه داشتند نتوانستند خود را با تفكرات خميني و مردم تطبيق بدهند، جريان سوم انقلاب قادر خواهد بود كه تفكرات خميني را در شرايط امروز بازخواني كند.وي در جريان دو دهم انتخابات رياست جمهوري ، با تشكيل يك جريان ابداعي ( بنام ائتلاف ملي ) از حمايت رفسنجاني برخوردار گشت و كانديدمنتخب ائتلاف ملي براي رياست جمهوري دور دهم  شد .

 

خلاصه اي از مزدوري و فعاليتها :

از دوران دبيرستان با مسائل سياسي آشنا شد و در ابتدا با كتابهاي بازرگان و شريعتي شروع به مطالعه كرد. در اين سالها جذب سازمان مجاهدين شد اما بعد از ضربه اپورتونيستي او به جريان راست متمايل شده و گروه منصورون را كه از خميني پشتيباني ميكرد, تشكيل داد.

بعد از انقلاب بهمراه بروجردي سازمان مجاهدين انقلاب را بوجود آورده و از اعضاي شوراي مركزي آن بود. وي بعد از آن وارد سپاه شد. در ابتدا به او مسئوليت سازمان سياسي در سپاه را دادند اما خود وي براي مقابله با ريشه گرفتن و افزايش محبوبيت سازمان,  فعاليتهاي سياسي سازماندهي شده اي را عليه سازمان مجاهدين شروع كرد. بعد از گذشت 7 ماه وقتي ديد با كار سياسي نميتوان جلوي پيشرفت جايگاه اجتماعي و سياسي سازمان را بگيرد,  سازمان اطلاعات در سپاه را بوجود آورد تا در برخورد با سازمان كارآيي بيشتري جهت سركوب داشته باشد, او بعد از يكسال فعاليت در اين سازمان اطلاعاتي كه كار اصليش عليه سازمان مجاهدين بود, وارد سپاه پاسداران شد. از جمله سركوبهايي كه در اين دوران انجام داد سركوب گنبدكاووس, كردستان و بلوچستان در كارنامه ننگين او ميباشد....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:15 | 
قطعنامه مصوب پارلمان اروپا

قطعنامه مصوب پارلمان اروپا

پارلمان اروپا

24 آوريل 2009

درمورد وضعيت انساني ساكنان قرارگاه اشرف

پارلمان اروپا:

-                با توجه به كنوانسيونهاي ژنو و بطور خاص ماده 27 كنوانسيون چهارم ژنو در مورد موقعيت حقوقي افراد حفاظت شده،

-                با توجه به كنوانسيون ژنو 1951 مربوط به موقعيت پناهندگي و پروتكل الحاقي 1967،

-                با توجه به توافق نامه موقعيت نيروها (سوفا) كه بين دولتهاي آمريكا و عراق در نوامبر 2008 به امضا رسيده است،

-                با توجه به قطعنامه هاي پارلمان اروپا در تاريخ 12 ژوئيه 2007 و 4 سپتامبر 2008 واشارات آنها به اين كه ساكنان قرارگاه اشرف از موقعيت حقوقي افراد حفاظت شده تحت كنوانسيون چهارم ژنو برخوردار هستند،

-                با توجه به ماده قانوني شماره 115 از قوانين پروسدوري،

- در حاليكه قرارگاه اشرف در شمال عراق در طي دهه 1980 بعنوان محل اقامت اعضاي گروه اپوزيسيون سازمان مجاهدين خلق ايران تشكيل شده است،

- در حاليكه در سال 2003 نيروهاي آمريكايي در عراق درازاي خلع سلاح ساكنان اشرف به آنها حفاظت دادند و آنها بعنوان ”افراد حفاظت شده” تحت كنوانسيونهاي ژنو نامگذاري شدند،

- در حاليكه كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل در نامه مورخ 15 اكتبر 2008 از دولت عراق مصرا خواستار حفاظت ساكنان اشرف از اخراج اجباري، اخراج يا بازگردانيدن آنان كه ناقض اصل نان رفولمان ميباشد و خويشتنداري از هر اقدامي كه جان و امنيت آنان را به خطر مياندازد، شده بود،

- در حاليكه بعد از توافقنامه سوفا بين آمريكا و عراق قرارگاه اشرف به كنترل نيروهاي امنيتي عراقي از اول ژانويه 2009 بازگشته است،

- در حاليكه مطابق اظهارات مشاور امنيت عراق , مقامات عراقي قصد دارند به تدريج ادامه حضور ساكنان قرارگاه اشرف را ”غيرقابل تحمل” كنند

-و در حاليكه گفته مي شود مشاور امنيتي همچنين به اخراج/استرداد و/يا جابجايي اجباري ساكنان اشرف در داخل عراق اشاره كرده است،

1-            پارلمان اروپا از  نخست وزير عراق مصرانه ميخواهد تا تضمين كند هيچ اقدامي توسط مقامات عراقي كه حقوق بشر ساكنان قرارگاه اشرف را نقض كند صورت نگيرد و همچنين مقاصد دولت را نسبت به آنان روشن سازد.

پارلمان اروپا از مقامات عراقي ميخواهد كه از جان و تماميت فيزيكي و رواني ساكنان قرارگاه اشرف حفاظت كند و با آنها طبق تعهدات كنوانسيونهاي ژنو رفتار كند و بخصوص آنها را با نقض اصل نان رفولمان به طور اجباري جابجا، ديپورت و يا اخراج نكند.

2-            پارلمان اروپا با احترام به انتخاب هر كس كه در كمپ اشرف زندگي ميكند درباره آينده خود، معتقد است   كساني كه در قرارگاه اشرف زندگي ميكنند و ديگر ايرانياني كه اكنون در عراق سكونت دارند و ايران را به دلايل سياسي ترك كرده اند در صورت بازگشت غير داوطلبانه به ايران با ريسك جدي نقض حقوق بشر روبه رو هستند. پارلمان اروپا تأكيد ميكند كه هيچ شخصي نبايد به طور مستقيم يا غير مستقيم به وضعيتي برگردانده شود كه ميتواند در معرض تهديد شكنجه قرار گيرد و يا با نقض ساير حقوق مواجه گردد.

3-            پارلمان اروپا از دولت عراق ميخواهد كه به محاصره قرارگاه خاتمه دهد و موقعيت قانوني ساكنان قرارگاه اشرف را كه «افراد حفاظت شده» تحت كنوانسيونهاي ژنو مي باشند محترم شمارد و از هرگونه اقدامي كه زندگي يا امنيت آنها را به خطر مي اندازد خودداري نمايد. به طور مشخص دسترسي كامل به غذا، آب، رسيدگيها و  امكانات پزشكي، سوخت، اعضاي خانواده و سازمانهاي بشردوستانه بين المللي بايستي تضمين شود.

4-            پارلمان اروپا از شوراي اتحاديه اروپا و كميسيون اروپا و كشورهاي عضو ميخواهد كه همراه با دولتهاي عراق و آمريكا و كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل و كميته بين المللي صليب سرخ در جهت يافتن استاتو و موقعيت قانوني دراز مدت كه براي قرارگاه اشرف و ساكنان آن رضايتبخش باشد، تلاش كنند.

5-            پارلمان رئيس خود را موظف ميكند كه اين قطعنامه را به شوراي وزيران اتحاديه اروپا، كميسيون اروپا، دولتها و پارلمانهاي كشورهاي عضو اتحاديه اروپا، كميسارياي عالي پناهندگان ملل متحد و كميته بين المللي صليب سرخ، دولت ايالات متحده و دولتها و پارلمانهاي عراق. ارائه نمايد.

***************

درجريان بحثهاي فشرده پارلمان اروپا  قبل از رأي گيري و  تصويب اين قطعنامه دكترآلخوويدال كوادراس نايب رئيس پارلمان اروپا در رأس گروهي ازنمايندگان پارلمان اروپا ازكشورها وگروههاي مختلف پارلماني كه به شهراشرف سفركرده بودند، به گواهي دادن پيرامون حقايقي كه در اشرف ديده بودند, برخاستند، جانانه و قاطعانه به دفاع از حقوق ساكنان اشرف و مردم و مقاومت ايران قيام كردند و چنين بود كه درظهر روز24آوريل(چهارم ارديبهشت)، مقارن همان ساعت و همان روزي كه شهيد بزرگ حقوق بشر دكتركاظم رجوي در برابر مقراروپايي ملل متحد در ژنو به خاك افتاد و خون پاكش تاريخ حقوق بشر را نگاشت، صحنه يي تاريخي ديگري  در پارلمان اروپا در استراسبورگ فرانسه دردفاع ازعدالت ومقاومت وحقوق بشر وحق آزاديخواهي مردم ايران رودر روي توطئه ها وتشبثات رژيم ومتحدانش رقم خورد.

رژيم آخوندي درجريان تصويب اين قطعنامه با تمام قوا و با طرح و برنامه و تبصرهايي كه به گفته پائولو كازاكا از سوي اين رژيم القاء شده بود, درصدد بود قطعنامه را عليه اشرف و مقاومت ايران تغيير جهت بدهد يا دست كم آن را مخدوش كند و از تاثير بيندازد. اما آراي قاطع نمايندگان پارلمان اروپا, اين تبصره ها را , يك به يك, در 7 نوبت رأي گيري رد نمود و باشكست فاحش توطئه رژيم آخوندي ، اشرف ومردم ايران به پيروزي مضاعف دست يافتند.

|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:4 | 
گزارش سياسي هفته دررابطه با مقاومت

مروري ميكنيم بر مهمترين خبرهاي سياسي اين هفته دررابطه با سازمان مجاهدين خلق ايران وشهراشرف

 

ـ   نامه 103تن از نمايندگان پارلمان اروپا از گروههاي سياسي مختلف،  به  رئيس جمهور   آمريكا،  براي   خارج كردن نام سازمان مجاهدين  ،  نيروي اصلي اپوزيسيون ايران،  از ليست تروريستي آمريكا 

 ـ حمايت جهاني از قطعنامة پارلمان اروپا دربارة شهر اشرف

ـ  موج حمايت و همبستگي در داخل و خارج كشور،  با اشرفيان

ـ سلسله تظاهرات  ايرانيان آزاده و پشتيبانان مقاومت  در كشورهاي مختلف جهان در حمايت از شهراشرف

ـ حمايت شهروندان شهر كونئوِ ايتاليا از شهر اشرف در مراسم سالروز آزادي ايتاليا

ـ تظاهرات ضدحكومتي معلمان آزاده در شهرهاي مختلف...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:3 | 
نمايش انتخابات

بهترين زمينه افشاي رژيم وهمه مدعيان دروغين مخالفت بارژيم

دوستان عزيز

حتما درجريان نمايش انتخابات رژيم آخوندي و افشاگريهاي باندها قرار گرفته ايد.

ازطرفي رژيم ميخواهد با اين نمايشات بظاهر هم كه شده براي خود آبرويي دست و پا كند و لي از طرف ديگر درهر بار انتخابات همه چيزهاي پنهان رژيم وهمه فضاحتهايش توسط خود سركردگان رژيم افشا ميشود . بطوري كه اگر سود اين نمايش برايش 1 باشد ضربه اي كه از اين افشاگريها ميشود هزار است .به چند نمونه از اين افشاگريهاتوجه كنيد:

موسوي كانديداي رياست جمهوري: ما كه از اداره يك روستا هم عاجزيم چطور شعار اداره جهان رو ميديم.يا ميگويد : درآمد 340 ميليارد دلاري نفت كجا رفت؟

رضايي سركرده سابق سپاه: مسير احمدي نژاد مارا به سمت پرتگاه ميبرد.

آخوند مسيح مهاجري: در دستگاه احمدي نژاد دروغ گفتن مستحب مؤكد و يا واجب است.

موسوي: دركشورما تقريبا همه خانواده ها با مشكل بيكاري مواجه هستند اما احمدي نژاد برايش مهم اين است كه با اتوبوس دانش اموزان را به استقبال ببرد.

كروبي. كدام مديريت ما قابل استفاده دنيا است  ؟بعد مي شمرد كه مديريت در سياست !درصنعت, كشاورزي , نظام بانكي , مطبوعات, كتاب , ترافيك, ايمني راههاي برون شهري , مبارزه با اعتياد, كودكان خياباني,و..

از كروبي پرسيدند كه ماجراي شهرام جزايري چه شد؟ و او جواب داد يادتان باشد جزايري به خيليها پول داد واصل پول را نيز به دوستان جناح راست داد كه اساميشان مطرح نشد.

دوستان اين موارد يك از هزار است

ملاحظه ميكنيد كه چنان همديگر را به دزدي و غارت و ديكتاتوري(انحصارطلبي و اقتدارگرايي) و تباه كردن كشور توصيف ميكنند كه گويي از مخالفين هستند و خود هيچ سهمي دراين جنايات ندارند


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط پري در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:1 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar